February 8, 2006

اين تصوير ما نيست

من به عقيده انسان شهری احترام می گذارم؛ با هر دين و مذهبی؛ با هر سليقه و علاقه و رنگی. مهدی جامی عزيزم در شب عاشورا يک شعر شهری سروده و خواسته اش را گريسته است. دلم می خواهد شما هم آن را بخوانيد و ببينيد که می توان مسلمان بود و آدم بود، عيب هرچه هست از "نامسلمانی" است، نه از "مسلمانی".

نوحه خوانی در عاشورا

من فکر می کنم
نبايد دين را به دست جاهلان رها کرد
نبايد
دين را
به دست جاهلان و
رندان
رها کرد

حتی اگر دين نداريم
آزادی ما حکم می کند 
آزادگی ما حکم می کند
 
اين چهره ما نيست
اين تصوير ما نيست
نمی خواهيم آينده ما به دست اينان باشد
نمی خواهيم
اينان
برای ما
آينده
بسازند

اگر امروز آنچه را می خواهيم آشکار نگوييم
فردا همه اين سنگ پراکنی ها
همه اين از ديوار بالا رفتن ها
همه اين به نام محمد سنگ زدن ها
به پای ما نوشته می شود

من آتش نمی زنم
من سنگ نمی اندازم
من از ديوار سفارت بالا نمی روم
من محمد را پيامبر رحمت می شناسم
پيامبر من
همان پيامبری نيست
که به نامش سنگ می زنند
پيامبر کاريکاتورها
پيامبر تروريست ها
پيامبر من نيست

پيامبر من تنهاست
پيامبر من تن هاست
پيامبر من پاره تن کسانی ست که فکر می کنند زمان حرف زدن نيست

شما را بخدا ساکت نمانيد
نگذاريم برای ما چهره بسازند
نگذاريم
برای ما
چهره
بسازند
آينده بسازند

من چرا بايد در انبوه اين همه صدای بيگانه
گم شوم؟
من از گم شدن
از عوضی گرفته شدن
از عوضی پنداشته شدن
بيزارم

نجابت من
بزرگزادگی من
نجابت پيامبر من
بزرگزادگی پيامبر من است
پيامبر من
آزار می ديد
اما
آزار نمی داد

در کوچه ها سبک می رفت
وقار داشت
آهسته بود
زير دستارش
بمبی پنهان نبود
مثال عالی انسان والا بود
نام اش بلند بود
نام اش بلند ماند

دين را ويران کرديد
دين را ارزان کرديد
دست کم آزاده باشيد
به نام پيامبر من سنگ نيندازيد

Posted by Abbas at February 8, 2006 11:38 PM
Comments

"اين تصوير ما نيست"

واقعا به اين حرف باور داريد !!؟

Posted by: NoOne at February 9, 2006 8:20 PM

شعرت زیبا بود
ولی دانشت نسبت به پیامبر اکرم کامل نیست
اگر اورا دوست داری همانگونه که بود بشناس

Posted by: رضا at February 11, 2006 12:26 AM
Post a comment









Remember personal info?