August 3, 2005

آقای خامنه‌ای! برگرديد!

آقای خامنه‌ای!
اجازه فرماييد به زبان خودتان ــ آخوندی، همان زبانی که قرن ها بر سر منابر فريب، خطاب به عوام‌الناس به کار گرفته شد و به عمل گويندگانش نيامد ــ بگويم. « گناه » هر چه هم که بزرگ باشد،راه بازگشت را نمی‌بندد و هيچ‌گاه نبايد از رحمت خدا نا اميد شد. هيچ پليدی و پلشتی، بر پاک‌کنندگی دريای بی دريغ خداوندی غلبه نمی‌کند و پهنه بخشندگی خداوند بزرگ از همه گناهان ريز و درشتی که مرتکب شده‌ايد،فراخ‌تر است. توبه را به تعويق نيندازيد و به خود وعده وقت و امکان ندهيد که امکان و وقت اندک است.
هم لباسان تان - هم آنان که ولايت مطلقه را برايتان به ارمغان آورده اند - « گناه » را نافرمانی زيردست به زبردست و «مغفرت» و «آمرزش»‌را صرف نظر از مجازات گناهکار خوانده اند. مثل اين روزها که همه به گنجی پيشنهاد توبه می دهند تا حضرت عالی،مقام عظمای ولايت فقيهان، از مجازات بيشتر وی صرف نظر کنيد. حتما می‌دانيد چنين تعاريفی از توبه و آمرزش ريشه در پاراديم ارباب و رعيت و تصويرسازی سلطانی مطلق‌العنان و مهيب از خدا دارد که اوصاف ما آدميان را دارد و اين با اصل تنزيه باری در تضاد آشکار است. چه «ليس کمثله شيء ». هيچ کس مثل او نيست و خشم و رحمت و مجازاتش با اوصاف ما آدميان در روابط اجتماعی الگو گرفته از روابط ارباب رعيتی‌مان متفاوت است. و حتا خدا هم ولی فقيه مطلق‌العنانی چون شما نيست که از سر خودکامگی و لجبازی شکنجه و آزار مخلوق خود را که شما بر اساس همان تفکر ارباب رعيتی بنده‌اش می‌خوانيد برتابد.
خداوند بر خلاف الگوی آخوندی سلطان، سهل‌الوصول و قابل دسترسی است. در هر زمان و هر مکان می‌توانيد او را بخوانيد و پاسخ بشنويد. «توبه» نيز در نسبت با خدا معنا می‌شود و «بازگشت» جز به سوی او نيست. اگر پشيمانيد ــ که اميدی بر آن نيست ــ،بيانديشيد و راه بازگشت بجوييد که خداوند از آن استقبال خواهد کرد و شايد ملت ستم‌ديده از خدا بخواهد که بر شما جامه کرامت بپوشاند.
و اما اگر رگه ای از پشيمانی در خود می بينيد ــ که اميدی بر آن نيست ــ،پيش درآمد توبه،شکستن است. نه شکستن توبه، که شکستن سبوی «خود» و خودکامگی تان در برابر دريای بی کرانه خداوندی و به حقارت و عجز خود و قدرت مطلق خود در برابر او پی بردن. که اگر شهامت و دليری سنگ زدن بر سبوی خودبينی و آن سوی بينی خود نديدن را بيابيد ــ که اميدی بر آن نيست ــ، خواهيد توانست «توبه» کنيد و در انتظار بخشش خدا پس از بخشش خلق باشيد.
اگر تصميم گرفته ايد که توبه کنيد، بايد برای بی اثر نبودنش گذشته و حال تان را که منجر به گناه شده و می‌شود وارسی کنيد. سير صعودی‌اش از دوران جوانی و انقلابی‌گری تا جنگ و رياست جمهوری و اوجش در ولايت مطلق‌العنان رهبری‌تان پس از پا در نعلين گشاد بنيانگذار ولايت فقيه گذاردن‌تان را ببينيد و کار توبه را جدی بگيريد و به انجام رسانيد.
حتما مراتب توبه را می‌دانيد! از « علم و يقين به مواخذه خداوند» که حتماً تا به حال به آن شک داشته‌ايد که اين همه ظلم روا می‌داريد تا آخرينش که قرب به خداست و اگر همچنان بتازيد و گذشت مردم ستم ديده را از دست دهيد اميدی بر آن نيست. کمی بيرون از حوزه قدرت مطلق تان بينديشيد و اگر به آن علم و يقين رسيديد، به دومين مقام که «اقرار به گناه و پشيمانی » است بپردازيد. لازم هم نيست که به آگاهی ملت ستم ديده برسانيد. اقرار به گناه و به گردن گرفتن اعمال بد ــ آن هم برای سلطان مستبدی چون شما ــ دشوار است. اما شماييد و خدا! در خلوت او اقرار کنيد. سومين را که «عزم بر ترک گناه» است و چهارمين که «شجاعت و راستين بودن» توبه است هم پيشکش! مقام ديگر «ادای حقوق ضايع شده مردم» است و چه دشوار است به اين مقام رسيدن و ادای شرط! ادای اين شرط ــ که اميدی بر آن نيست ــ و رسيدن به اين مقام،آغاز قرب خداوندی است.همان که بر منابر فريب‌تان شنيديم و نديديم!

آقای خامنه‌ای!
آن چه گفته شد طنز نه که از سر عجز بود! عجز در برابر ديدن آب شدن ذره ذره انسانی در بند خودکامگی انسانی ديگر که به زندانبانی به نام ولی فقيه که ــ شما باشيد ــ و شاه کليد در دست اوست مبدل شده و حاضر به پايان دادن به کينه کورش نيست .در هر مقامی از توبه که هستيد،برای اثبات آغاز توبه‌ای راستين نه به خلق که در درگاه خداوند،به خود آييد و به خدا بينديشيد! مهلت تمام است! به مقام «ادای حقوق مردم» بيانديشيد و در نخستين قدم « اکبر گنجي» را از زندان عقده گشايی‌هايتان برهانيد!
والسلام
سيد سام‌الدين ضيائی (روزنامه نگاری که آوارگی‌اش را مديون نوشتن در باره جناب عالی ــ بخوانيد اهانت به ولايت فقيه ــ است و به نوبه خود از حق ضايع شده خود به شرط توبه‌تان خواهد گذشت.) 

Posted by Abbas at 6:24 PM | Comments (2)