آمران و عاملان قتل های زنجيره ای در تمامی اين سال ها سعی کرده اند رسانه ها را از چرخه ی حيات باز دارند. زمانه البته گشته است و به عنوان مثال تمامی ماجرای دادگاه زهرا کاظمی به تمامی زبان ها در همه جای جهان انتشار يافته است. معلوم نيست اژدها، چگونه اژدهای ديگری را در شکم خود زنده نگه می دارد! آنها همديگر را منهدم نخواهند کرد، تنها برای حفظ قدرت در عرصه ی رقابت، گوشت تن همديگر را می خورند اما استخوان های همديگر را دور نمی اندازند.
سعيد امامی را حذف می کنند، اما قاضی مرتضوی، حسين شريعتمداری، مهدی نصيری، عباس سليمی نمين، حسينيان، فلاحيان و مابقی سردمداران تفکر شاعرکشی روشنفکرستيزی هنوز برای جامعه تعيين تکليف می کنند. با اينهمه زمانه گشته است، و اگر تمامی نشريات را تعطيل کنند، حتا پراودای خودشان را، امروز اگر کسی در بورکينافاسو يک سيلی به گوش برادرش بزند، صداش را خواهيم شنيد.
ايران البته بورکينافاسو نيست، و سرزمينی است غنوده در سينه کش آفتاب، با جوانان کهنسالش که می خواهند زندگی کنند، خوشبخت زندگی کنند. بهايش را هم می پردازند.
گزارشی اينجا (روايت يک وبلاگ نويس که در دادگاه زهرا کاظمی از دادگاه) خواندم که عينا نقل می کنم:
بالاخره جمهوريت و وقايع اتفاقيه هم توقيف شدن. با اين حساب ديگه روزنامه اي نمي مونه تا جريان دادگاه زهرا کاظمي که امروز (شنبه) برگزار شد و به طور کامل منتشر کنه و اين دقيقا همون چيزيه که مرتضوي مي خواست.
ظاهرا وقايع خبر دادگاه و با سانسور مي خواسته کار کنه، اما جمهوريت به طور کامل رد کرده و تمام قسمت هاي مربوط به مرتضوي و بخشي رو هم کار کرده بوده. گزارش شرق هم که تحت نظر دقيق عطريانفر اديت شده. عجب فضايي داريم!
البته با توجه به دادگاه امروز، اين ماجرا اصلا غير قابل پيش بيني نبود. به قدري فضاي دادگاه بد و امنيتي و از طرف ديگه دردناک و متأثر کننده بود که حد نداشت. اين ماجراي زهرا کاظمي واقعا رسوايي جهاني براي ما به بار مياره . فاجعه بود.
شيرين عبادي اولين وکيل خانواده زهرا کاظمي بود که دفاع کرد. عبادي در يه قسمتي از حرف هاش گفت روي ران مقتول آثار کبودي ديده شده که بايد معلوم شه در اثر چي به وجود اومده! بعد هم گفت که لباس مقتول از يه جايي پاره و خوني بوده که اين هم بايد مشخص شه چرا لباس مقتول از اين ناحيه خاص پاره و خوني شده!
از اون جايي که متهم که بازجوي وزارت اطلاعات بود، دادگاه پر از نيروهاي وزارتخونه بود که وجودشون فضاي دادگاه رو مخوف کرده بود. البته سربازان امام زمان که همشون گمنام و ناشناسن! اما انقدر ظاهرشون تابلو بود که به راحتي مي شد حدس زد از کجا اومدن. حالم از متهم به هم مي خورد. با وجودي که مي دونستم بيگناهه، اما از اون جايي که به هر حال بازجو بود، حتا يه ذره هم دلم براش نمي سوخت. به دوستم گفتم اين پدر سوخته يه عمر (به قول خودش 20 سال) اون طرف ميز نشسته و حال امثال ما رو گرفته، حالا بايد در جايگاه متهم به قتل وايسه و از خودش دفاع کنه.
خيلي هول بود، خيلي. استرس و نگرانيش کاملا مشهود بود. بالاخره هم که در جريان دفاع، قاطي کرد و گريه و داد و بيداد راه انداخت! بعدش هم از دادگاه خارج شد. دوستان اطلاعاتيش هم بلافاصله درو بستن و به هيچکس اجازه بيرون رفتن ندادن!، انگار نه انگار که مسئوليت حفظ نظم داخل دادگاه به عهده قاضيه! چند تا از سربازان گمنام امام زمان رفتن بيرون و آقاي بازجوي متهم به قتلو آروم کردن و برش گردوندن داخل. (فکر کنم بهش گفتن شخصيت اطلاعاتيش و حفظ کنه!)
مادر زهرا کاظمي تجسم کامل درد بود. زماني که در جايگاه شاکي قرار گرفت زار زار گريه کرد و به قاضي گفت: مسلمون، يادت باشه که بالاخره بايد از پل صراط رد شي، خودت و وجدانتو قاضي کن.
بعد هم همين طور که زار مي زد، گفت: جنازه دخترمو که بهم تحويل دادن، تمام تنش کبود بود، دست و پاش شکسته بود. هر دو سينه شو هم سوزونده بودند. ناخن های دست و پاش شکسته بود.
وقتي قاضي بهش گفت که در گزارش پزشکي قانوني هيچ موردي از ضرب و شتم گزارش نشده، با عصبانيت گفت: لابد بچه ام آبله مرغون گرفته بوده، من با چشم هاي خودم ديدم که هر دو سينه شو سوزونده بودن.
سلطانی يکی ديگه از وکلا می گفت: شهود گفتن وقتی بخشی (رييس حفاظت اطلاعات قوه قضاييه در زندان اوين) با مشت زده توی صورت زهرا کاظمی، خانوم کاظمی از شدت درد روی زمين می غلتيده. فکر کنم طفلکو با آتيش سيگار سوزونده بودن. فاجعه بود، فاجعه. نمي دونم اين چه سرنوشتي بود که زهرا کاظمي بدبخت داشت.
سخنان شيرين عبادی در دادگاه قاتلان زهرا کاظمی به نقل از ايسنا در ادامه ی همين مطلب:
دومين دادگاه علني پرونده زهرا كاظمي/٢/
خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران سرويس فقه و حقوق - حقوق سياسي 
به گزارش خبرنگار حقوقي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) شيرين عبادي، وكيل مدافع اولياي دم زهرا كاظمي در ادامهي دومين دادگاه علني رسيدگي به اتهامات متهم به قتل زهرا كاظمي، گفت : ساعت 20:30 شب دوم تير 82 زهرا كاظمي به دستور قاضي ارجمندي با عنوان "تحت نظر" به بند 240 زندان اوين برده ميشود، بدون تفهيم اتهام و تنها با عنوان تحت نظر؛ كاظمي از سوار شدن به ماشين امتناع ميكند، در اين هنگام با كمك افسرنگهباني و دو زندانبان او را داخل پيكان ميگذارند و به بند 240 ميبرند. پس از رسيدن به بند، مأموران زن چندين بار به او ميگويند كه از ماشين پياده شود، او پاسخ نميدهد و متوجه ميشوند كه غش كرده و حالش به هم خورده است. سرباز نگهبان در بند 240 را صدا ميكنند و به كمك دو زن زندانبان او را به بند ميبرند . قاضي فراهاني در اين هنگام گفت: تمام جزئيات موضوع از روز دوم تير 82 تا روز مرگ كاظمي در پرونده است و دادسرا در خصوص متهمان مظنون در اين پرونده قرار منع تعقيب صادر كرده و تنها براي يك متهم قرار مجرميت صادر شده است. توضيحات شما جز اطالهي دادرسي نتيجهي ديگري ندارد. اگر اظهاراتي در خصوص متهم پرونده و در چارچوب كيفرخواست داريد، ارائه دهيد. توضيحات شما توجيه قانوني ندارد. شيرين عبادي در پاسخ گفت: من بايد در دفاعياتم آزادي داشته باشم. وي همچنين به گزارش هيات ويژهي رييسجمهور براي بررسي اين پرونده اشاره كرد و گفت: طبق اين گزارش ساعت 22:25 دوم تير تقريبا دو ساعت بعد، كاظمي با وجود بدحالي در اين بند از سوي معاون دادستان تا ساعت 2:30، روز 3 تيرماه سال 82 مورد بازجويي قرار ميگيرد و دادستان تهران نيز در حين بازجويي حضور داشته است و بازجويي ساعت 2:30 به اتمام ميرسد. شيرين عبادي ادامه داد: سوم تير زهرا كاظمي جهت بازجويي به شعبهي 12 مستقر در اوين (دادسراي مستقر در اوين) منتقل ميشود كه بازپرس مذكور نيز گفته است "زهرا كاظمي هنگام بازجويي بسيار عصباني بوده است". عبادي تصريح كرد: مشخص نيست شب قتل چه گذشته كه وضعيت وي اينگونه بوده است. در آن موقع بازپرس شعبهي 12 اتهام اقدام عليه امنيت ملي و انتقال اطلاعات به خارج و تهيهي فيلم از ناآراميها را به زهرا كاظمي تفهيم و براي وي قرار بازداشت موقت صادر ميشود. با وجود اعتراض زهرا كاظمي به اين قرار، بازداشت وي در دادگاه نيز تأييد ميشود. گناه واقعي و دلايل اتهامات زهرا كاظمي چه بوده است كه با آن شكل دستگير شده و تا ساعت 2:30 بامداد بازجويي شده است؟ او يك خبرنگار به همراه مجوز رسمي از وزارت ارشاد بوده است. در ادامهي دادگاه، قاضي فراهاني نيز گفت: پروندهي اتهامي زهرا كاظمي مربوط به اين دادگاه نيست كه در اين رابطه سوال ميكنيد. شيرين عبادي نيز پاسخ داد: چشم از اين به بعد سؤالات را حذف ميكنم. زهرا كاظمي به عنوان تحت نظر به زندان معرفي شده نه بازداشت. چرا عدهاي سعي ميكنند نداي افراد را به خارج منتسب كنند؟ در صفحهي 4 گزارش كميسيون اصل نود مجلس ششم آمده كه آقاي مرتضوي خطاب به مدير كل مطبوعات و رسانههاي خارجي وزارت ارشاد دربارهي اين ماجرا گفته "اين خبرنگارها جاسوس هستند، ميآيند و ميروند و مشكل ايجاد ميكنند". در اين هنگام قاضي فراهاني خطاب به عبادي گفت: اين دادگاه جلسهي رسيدگي به موضوع آقاي مرتضوي نيست. مطرح كردن اين موارد در سطح جامعه كه اثبات هم نشده از موارد افتراء است و ميتوان طبق مقررات با آن برخورد كرد كه شيرين عبادي هم پاسخ داد من در حال قرائت گزارش كميسيون اصل نود بودم و آن را خواندم. فراهاني نيز گفت: شما بايد درخصوص اتهام قتل شبهعمد رضا. الف كه در اين دادگاه مطرح شده توضيح دهيد. در اين هنگام شيرين عبادي به ماجراي پروندهاي كه متهم آن فردي به نام مسعود كريمي فرزند محسن بوده، اشاره كرد و گفت: پروندهاي مطرح بود با عنوان اينكه مسعود كريمي متولد 1360 در تاريخ 26 خردادماه در ناآراميهاي مربوط به آن روزها دستگير شده است در آن پرونده آمده بود كه كريمي گفته است "زهرا كاظمي به من پول داد تا كوكتلمولوتوف درست كنم". در آن پرونده عنوان شده كه كريمي مدت 6 سال است كه مشغول خدمت سربازي است و از جمهوري اسلامي هم كينه دارد، دو روز قبل از 24 خرداد اين زن او را تشويق به اغتشاش كرده و زماني كه عكس زهرا كاظمي را به او نشان دادهاند، گفته: بله آن زن همين است. شيرين عبادي گفت: اصلا شخصي كه متولد سال 60 باشد نميتواند 6 سال خدمت كرده باشد، هماكنون نيز از سرنوشت پروندهي اين فرد با نام مسعود كريمي هيچ خبري نيست و گويا يك تكه از سناريوي پارهشده است. به گزارش ايسنا در اين هنگام قاضي فراهاني، رييس شعبهي 1158 دادگاه جنايي تهران و مسؤول رسيدگي به پروندهي مرگ زهرا كاظمي در پاسخ به اين اظهارات شيرين عبادي، گفت: پروندهي مسعود كريمي مربوط به اغتشاشات سال گذشته بود كه اين فرد با كوكتلمولوتوف دستگير شده و گفته بوده كه خانمي با اين مشخصات خود را خبرنگار و كانادايي معرفي ميكند و به وي طرز تهيهي كوكتلمولوتوف را ياد ميدهد، خانم عبادي اين موضوع ربطي به اين پرونده ندارد، من هم اطلاع ندارم كه سرنوشت پروندهي مسعود كريمي چه شد. فقط چند فتوكپي از اظهارات وي در پرونده موجود است. شيرين عبادي گفت: در 31 خرداد مسعود كريمي گفته كه درشرايط بازداشت اين موضوعات را گفته است. حال بازگرديم به موضوع زهرا كاظمي؛ وي پس از دستگيري مكررا ميخواهد كه با سفارت تماسي گرفته شود، از پوشيدن چادر و زدن چشمبند خودداري ميكند، تقاضاي ملاقات با وكيل دارد و اعتصاب غذا ميكند. تمام اين موارد در پرونده مندرج است. مخالفت مأموران زندان و نوع رفتار آنها برايش گران ميآيد، مقاومت ميكند و كتك ميخورد. برخي براي سرپوشي يك پرونده، پرونده ديگري ميسازند و او را جاسوس خطاب ميكنند. در صفحهي 913 پرونده آمده كه انگشت كوچك، ناخن و بيني او ضرب ديده است. آيا همين موضوع براي اثبات شكنجه شدن زهرا كاظمي كافي نيست؟ وكيل مدافع اولياء دم زهرا كاظمي ادامه داد: من پيشنهاد ميكنم لباسهاي كاظمي را در دادگاه بياوريد تا ببينيد كدام قسمتهاي لباس پاره شده و خونآلود است. مادر كاظمي تقاضا دارد لباسهاي دخترش را تحويل بگيرد. قاضي فراهاني نيز پاسخ داد: بعد از اتمام تصميمگيري در مورد اين پرونده، تمام وسائل و لباسهاي كاظمي به مادرش تحويل داده خواهد شد. وي همچنين گفت: من و شما كارشناس نيستيم تا از شكل لباسها و ميزان پارگي آنها موضوعي را تشخيص دهيم. در اين هنگام شيرين عبادي نيز اظهار داشت كه قاضي در خصوص لباسهاي زهرا كاظمي نظر كارشناسان را نيز جلب كند. وي گفت: كميتهي ويژهي منتخب رييسجمهور در آن زمان در رسيدگي به ماجراي مرگ زهرا كاظمي درخواست كرده بود كه براي حفظ آثار جرم، از جسد وي عكس و فيلم تهيه شود و يك پزشك نيز از سوي اولياي دم مجاز باشد جسد را ببيند اما متأسفانه چنين عكس يا فيلمي تهيه نشد يا اگر تهيه شده، نيست. قاضي فراهاني نيز در پاسخ گفت: چنين فيلم يا عكسي موجود نيست، تنها سه قطعه عكس وجود دارد كه در موقع كالبدشكافي گرفته شده و در پرونده الصاق شده است وكلا اگر پرونده را مطالعه كرده باشند حتما آن سه عكس را ديدهاند. عبدالفتاح سلطاني ديگر وكيل مادر زهرا كاظمي در اين هنگام، گفت: ما عكسي در پرونده نديديم. قاضي فراهاني پاسخ داد: شما كه عنوان كرديد 22 روز براي مطالعه پرونده وقت داشتهايد؟ سلطاني در جواب گفت: پرونده بيش از 2 هزار صفحه است و در 20 جلسه و هر بار سه ساعت نميتوان همهي بخشهاي آن را مطالعه كرد. شيرين عبادي در ادامهي دفاعياتش به نامهي خوشوقت مديركل مطبوعات و رسانههاي خارجي وزارت ارشاد كه در رسانهها نيز منتشر شد و نيز گزارش كميسيون اصل نود اشاره كرد و گفت: روز چهارم تيرماه سال 82 از دفتر مرتضوي با خوشوقت تماس گرفته ميشود و متعاقبا او با دفتر دادستان تهران تماس ميگيرد كه دادستان ميگويد دوم تيرماه يك خبرنگار را در حين جاسوسي گرفتهايم، وي اعتراف كرده است. عبادي ادامه داد: اما در اين حين آنچه باعث ميشود اين ماجرا به نتيجه نرسد بدحالي زهرا كاظمي است، وي در تاريخ 5 تيرماه 82 به كما ميرود و در اولين ساعت ششم تيرماه دچار مرگ مغزي ميشود. جالب اينجاست كه در آن زمان قرار بازداشت موقت او به كفالت تبديل ميشود . پس از آن هم علت مرگ، سكته مغزي عنوان ميشود، بعد هم معلوم ميشود علت مرگ سكته نبوده است. اي كاش آن زمان به اولياء دم اجازه داده ميشد پزشك معتمدشان را در زمان كالبدشكافي معرفي كنند و اي كاش در آن زمان اجازهي دفن داده نميشد و جسد به كانادا منتقل ميشد؛ شايد در كشف حقيقت مؤثر ميافتاد. به گزارش خبرنگار ايسنا وكلاي عزت كاظمي ميگفتند "دادگاه اجازه نداشته وكيلي را معرفي كند اما يك وكيل به نام سيد حسن احمدي فرزند ابراهيم به منزل عزت كاظمي مراجعه ميكند كه وي در نامهاي به دادگاه ميگويد آن فرد را به عنوان وكيل نميپذيرد" كه قاضي فراهاني نيز گفت: ما هيچ وكيلي معرفي نكرديم و اين وكيلي كه شما از آن سخن ميگوييد هيچ وكالتنامهاي را تحويل ما نداده است و چنين موضوعي در پرونده وجود ندارد، تنها نامهي مادر زهرا كاظمي دربارهي رد آن وكيلي كه شما از آن سخن ميگوييد، موجود است. ما تنها پيشنهاد كرديم كه كانون وكلا يك وكيل معاضدتي براي مادر زهرا كاظمي بگيرد كه كانون نيز آقاي نوربهاء را معرفي كرد كه مادر زهرا كاظمي نيز آن را نپذيرفت. شيرين عبادي در ادامهي دفاعياتش از مادر زهرا كاظمي به عنوان اولياء دم و شاكي اين پرونده، گفت: اين پرونده نقاط ابهام فراواني دارد و تا حقيقت كشف نشود، نميتوان در اين باره اظهارنظر كرد. درخواست ما اين است كه چند شاهد را كه نام آنها را خواهم گفت به عنوان مطلع در محضر دادگاه احضار كنيد و اظهارات آنها را بشنويد. عبادي افراد پيشنهادي خود را به اين شرح عنوان كرد: سعيد مرتضوي (دادستان تهران)، محسن آرمين (نمايندهي سابق مجلس شوراي اسلامي)، انصاريراد (رييس كميسيون اصل نود در مجلس ششم) و پنج قاضي به نامهاي "ارجمندي، مقدس، اصغرزاده، حسينخاني و ذبحي" همچنين مسعود كريمي و نيز علي حاجكاظم، مصطفي ميرخاني، مهدي خاكباز، مهدي شكري كه هر چهار نفر از كارمندان زندان اوين هستند. وي همچنين درخواست كرد تا رييس بيمارستان بقيهالله و پرسنل اين بيمارستان كه توانسته بودند در مدت بستري شدن زهرا كاظمي با وي ملاقات كنند به عنوان شهود در دادگاه حاضر شوند. يونسي وزير اطلاعات، محمدعلي ابطحي معاون رييسجمهور، ميردامادي نمايندهي سابق مجلس و مسجدجامعي وزير فرهنگ از ديگر افرادي بودند كه شيرين عبادي درخواست كرد اين افراد به عنوان شهود به دادگاه احضار شوند. قاضي فراهاني در پاسخ به اين اظهارات شيرين عبادي گفت: مگر آقاي آرمين يا انصاريراد در زندان بودهاند؟ مطلع بايد با قضيه ارتباط موضوعي داشته باشد. در اين هنگام سلطاني ديگر وكيل مادر زهرا كاظمي، گفت: مسؤولان وزارت اطلاعات، توضيحاتي را به كميسيون اصل نود در اين باره دادهاند بنابراين آقاي انصاريراد به عنوان رييس وقت آن كميسيون ميتواند در مورد آن اظهارات شهادت دهد. دادخواه نيز به عنوان ديگر وكيل اولياء دم زهرا كاظمي، عنوان كرد: شهادت بر شهادت در قوانين ما كاملا پذيرفته شده است. در ادامهي دادگاه، سيفزاده براي انجام ادامهي دفاعيات از مادر زهرا كاظمي، در جايگاه قرار گرفت. وي تاكيد كرد كه قاضي بايد مستمع اظهارات شاكي باشد و با سعهي صدر به دفاعيات وكلا گوش دهد. حضور ما در دادگاه به هيچ عنوان به اين معنا نيست كه با اتهام مطرح در اين پرونده يعني قتل شبهعمد موافقيم؛ اگر چنين استنباطي ميشود صحنهي دادگاه را ترك ميكنيم. ما ميدانيم كه اين دادگاه به دنبال كشف حقيقت است بنابراين ارج گذارده و ماندهايم. سيفزاده ادامه داد: چشم دنيا روي اين دادگاه است، بياييم و نگذاريم اين قتل به پاي نظام نوشته شود. در اين هنگام قاضي فراهاني پاسخ داد: ما بر وظايف خود واقفيم. سيفزاده گفت: افراد متخلف هر كس و در هر پستي باشند بايد به مجازات برسند. وي ادامه داد: عدهاي مقابل زندان اوين تحصن كردهاند، كاظمي از آنها عكس ميگرفته، چطور ممكن است در جايي مصاحبه كند و عكس بگيرد و همچنين اقدام به عكسبرداري از جاي ديگري كند كه ارتباطي هم با موضوع تحصن نداشته است. سيفزاده در حين دفاعيات خود چندين بار به موضوع نحوهي گرفتن كيف زهرا كاظمي اشاره كرد وگفت: پس از مقاومت او ضربه ا ي به سر وي وارد شده است،اگر اين صحنه را بازسازي كنند همهي حقيقت روشن ميشود. كساني كه بايد با جرم مبارزه كنند خود ناظر صحنهي جرم بودهاند. حتي در آن زمان شنيده شده كه شخصي گفته اگر نميتواني كيف را بگيري به كس ديگري دستور دهم. از طرف محمد بخشي ضربهاي به زهرا كاظمي وارد ميشود و او از اين جا به بعد ديگر قادر به كنترل خود نبوده است. قاضي فراهاني در اين هنگام گفت: دادسرا دربارهي آقاي بخشي قرار منع تعقيب صادر كرده است. سيفزاده پاسخ داد: من در نهايت خواهم گفت كه اصلا براي اين دادگاه بايد قرار عدم صلاحيت صادر شود و يا اينكه پرونده درخصوص اين بخشها كه محل مناقشه است دوباره به دادسرا ارسال شود. زهرا كاظمي در ناكجاآبادي ضربه خورده، آن هم در ساعتي كه مشخص نيست. من فرضيهاي را مطرح ميكنم؛ در اين فرضيه بدون هيچ ترديدي، متهم حاضر در دادگاه، تبرئه خواهد شد. سيفزاده ادامه داد:فرضيه اين است. متهم حاضر تبرئه ميشود، مرتكبان آزاد خواهند بود و پرونده به تاريخ سپرده خواهد شد، نگذاريم اين اتفاق بيافتد. سيفزاده در ادامهي دفاعيات خود با بيان اينكه فرضيهي دوم را مطرح ميكنم، گفت: آقاي بخشي در حضور چند نفر به قسمت چپ صورت زهرا كاظمي ضربه ميزند كه وي نقش زمين ميشود. او را داخل ماشين ميگذارند . در حين اين كه گفته ميشود اگر نميتواني كيف را بگيري، به كس ديگري دستور دهم، در زمان زدن ضربه و بردن او سربازان حضور داشته و شهادت دادهاند. اين طبيعيترين شهادت و دليل موجود در پرونده است. بنابر اظهارات مندرج در گزارش كميسيون اصل نود و كميتهي ويژهي مجلس كه زير نظر كميسيون امنيت ملي به اين موضوع رسيدگي ميكرده، شهود را در قرنطينهاي نگه ميدارند و آنها در آن شرايط شهادت خود را پس مي گيرند . طبيعيترين دلايل مندرج در پرونده، همين است. شهود پس از آن ميگويند از طرف وزارت اطلاعات گفته شد كه اينطور بگوييد. سيفزاده ادامه داد: همه ميدانيم در داخل زندان اوين، حفاظت اطلاعات آمريت ندارد و آنجا تحت نظر حفاظت و اطلاعات قوهي قضاييه است. آن دو فرضيه براي اين به وجود آمده كه اين حق از بين برود. وي در تشريح فرضيهي سوم خود اظهار داشت: شخصي ظاهرا از مأموران امنيتي قوهي قضاييه با حضور دو فرد ديگر، ضربه هولناكي به جمجمهي زهرا كاظمي ميزند. اين نظر پزشكي قانوني نيز وجود دارد كه مشخص شده در جمجمهي زهرا كاظمي آثار 2 ترك وجود دارد. چرا ميخواهند كسي را متهم كنند كه متهم نيست؟ هرچند كه متهم حاضر در دادگاه جرمهاي زيادي انجام داده؛ او وضعيت جسمي زهرا كاظمي را گزارش نكرده، اعتراضات زهرا كاظمي را گزارش نكرده و نيز حالت وخيم او را. اينها همه جرم است اما نميتوان او را به عنوان قاتل به محاكمه كشيد. سيفزاده وكيل اولياء دم زهرا كاظمي در ادامه، فرضيهي چهارمي را مطرح كرد و گفت: اين فرضيه به دليل اينكه دليلي براي اثبات آن ندارم، قابل طرح نيست. فقط كليات آن، اين است كه زهرا كاظمي با دعوت قبلي به ايران آمده باشد. قاضي فراهاني در رد اين موضوع گفت: وي از كشور كانادا براي تهيهي عكس از زندگي روزمرهي مردم و تجمعات و ناآراميهاي سال گذشته تهران در دانشگاههاي مختلف آمده بود. او از وزارت ارشاد مجوز گرفته بود و مجوز به درخواست خود وي داده شده بود و هيچكس از او دعوت نكرده بود. ادامه دارد... كدخبر : 8304-10850
در راهرويی که به سالن بتهوون خانه هنرمندان ختم می شود که مراسم در آنجا برگزار می شد دو ميز گذاشته بودند. روی ميز نخست کتاب های نويسندگان حاضر در مراسم برای فروش ارائه می شد و روی ميز دوم مطابق يکی از آيين های باستانی تيرگان، کوزه ای پر از اشعار حافظ برای تفال و سبدی پر از بسته های کوچک نقل قرار داشت.
استقبال جوانان و علاقه مندان به حدی بود که در راهروهای طبقه اول و دوم خانه هنرمندان جا برای ايستادن نبود و جمعيت از طريق تلويزيون های مدار بسته مراسم را دنبال می کردند.
مناسبت های تيرگان
در ايران باستان سيزدهم تيرماه ، تير روز نام دارد و به سه مناسبت اين روز جشن گرفته می شد:1- در اين روز تيشتر، ايزد باران بر اپوشه، ديو خشکسالی غلبه کرد و باران باريد و زمين ديگر بار سبز شد و مردم جشن گرفتند و آن جشن به ياد ورجاوندی (بلند پايه، ارجمند ) باران به جای ماند. 2-همچنين در اين روز هوشنگ پيشدادی نويسندگان و کاتبان را به رسميت شناخت و آنان را گرامی داشت. مردم جشن گرفتند و آن جشن به ياد ورجاوندی قلم به جای ماند. 3- و سرانجام، پس از مدت ها محاصره ايران زمين توسط تورانيان در دوران منوچهر شاه، توافق بر اين شد که يکی از ايرانيان تيری بيندازد و هرجا تير فرود آيد، آنجا را مرز ايران و توران بشناسند. پس در اين روز آرش، کماندار ايرانی، از فراز البرز تيری انداخت و جان خود را همراه تير کرد. خود جان سپرد، اما تير بر مرز پيشين ايران و توران فرود آمد و جنگ پايان يافت. مردم جشن گرفتند و آن جشن به ياد ورجاوندی صلح به جای ماند.
در اين مراسم نخست به مناسبت اين روز فرخنده ياکيده شعر بلند آرش سياوش کسرايی را خواند و بعد محمد محمدعلی فصلی از رمان منتشر نشده مشی و مشيانه به نام احوال ريواس عاشق را خواند و سپس به طور مختصر در باره اسطوره کيومرث که نخستين انسان، پيش از نخستين زن و مرد (مشی و مشيانه) بود، سخن گفت.
فرزانه کرم پور بخشی از رمان دعوت با پست سفارشی را قرائت کرد و بعد محمد قاسم زاده در باره ميراث فرهنگی پدران اين سرزمين صحبت کرد.
او گفت: "پدران ما کشورها گشودند و سرزمين ها فتح کردند. از مصر تا يونان را به کمک شمشير و نيزه تصرف کردند. اما آن فتوحات از بين رفت و فقط قسمتی از خاک آن امپراطوری بزرگ برای ما ماند. اما بعضی از پدران ما سرزمين هايی را گشودند و فتح کردند که هيچگاه از دست نمی رود. به نظر من ادبيات گذشته ايران مجمع الجزاير بزرگی است که حاصل اين فتوحات است."
محمد قاسم زاده سپس به نشانه های حضور فرهنگی حوزه های فرهنگی مانند هند، بين النهرين و ترک ها در ادبيات کهن ايران اشاره کرد و گفت: هيچ يک از مردم سرزمين هايی که ما اين چنين گوشه هايی از ميراث شان را تصرف کرديم، نه تنها معترض نيستند، بلکه با افتخار از اينکه فرهنگشان در فرهنگ ما جريان دارد، سخن می گويند.
آقای قاسم زاده با ياد کردن از نويسندگان گمنامی که هزار و يک شب و ديگر آثار بی نام را آفريده اند، به سخنان خود پايان داد.
بعد آرش حجازی، نويسنده و ناشرجوان که صاحب امتياز و مدير مسئول مجله جشن کتاب است در باره ريشه واژه جشن توضيح داد و گفت: اين کلمه در ايران باستان به معنای نيايش و ستايش بوده و قوم ما بزرگترين ستايش را شادی می دانسته و به همين دليل هم اسم جشن کتاب را برای نشريه مان انتخاب کرديم.
او سپس قسمتی از رمان شاهدخت سرزمين ابديت را خواند و در پايان کيکاووس ياکيده را برای شعر خوانی فراخواند.
در آخر برنامه نيز محمدعلی سپانلو شماره پنجاه مجله گردون را با ياد نويسندگانی که در آن زمان ( ۱۳۷۴) در قيد حيات بودند، مرور کرد و بخش هايی از گزارش جشن قلم زرين را خواند. در اين شماره از مجله گردون گزارش آخرين مراسم اهدای قلم زرين به نويسندگان آمده بود.
محمدعلی سپانلو حدود ده سال قبل پيشنهاد کرده بود که همه ساله در روز 13 تير جشن نويسنده و کتاب برگزار شود
او ضمن اشاره به پيشنهادی که ۹ سال پيش طرح کرده بود، از احمد شاملو، هوشنگ حسامی، محمود احيايی، هوشنگ گلشيری، فريدون مشيری، غزاله عليزاده، بيژن نجدی و بيژن جلالی به نيکی ياد کرد.
پس از پايان مراسم نويسندگان حاضر در جلسه کتاب های خود را برای علاقه مندان امضاء کردند.
درباره جشن تيرگان
برگزارکنندگان مراسم در معرفی تيرگان آورده اند: تيرگان يکی از مهم ترين جشن های ايران باستان بوده است.
آيين های اين جشن هنوز در بسياری از سنت های بومی و محلی ما رايج است، بی آنکه سرمنشاء آن سنت را بدانيم.
در ايران باستان هر روز نامی داشته و هرگاه نام روز و ماه يکی می شد، جشنی به نام آن روز برپا می شد. سيزدهم تيرماه ، تير روز نام دارد و به سه مناسبت اين روز جشن گرفته می شد.
در اين روز تيشتر، ايزد باران بر اپوشه، ديو خشکسالی غلبه کرد و باران باريد و زمين ديگر بار سبز شد و مردم جشن گرفتند و آن جشن به ياد ورجاوندی (بلند پايه، ارجمند ) باران به جای ماند.
همچنين در اين روز هوشنگ پيشدادی نويسندگان و کاتبان را به رسميت شناخت و آنان را گرامی داشت. مردم جشن گرفتند و آن جشن به ياد ورجاوندی قلم به جای ماند.
تعدادی از حاضران در جشن تيرگان
و سرانجام پس از مدت ها محاصره ايران زمين توسط تورانيان در دوران منوچهر شاه، توافق بر اين شد که يکی از ايرانيان تيری بيندازد و هرجا تير فرود آيد، آنجا را مرز ايران و توران بشناسند. پس در اين روز آرش، کماندار ايرانی، از فراز البرز تيری انداخت و جان خود را همراه تير کرد. خود جان سپرد، اما تير بر مرز پيشين ايران و توران فرود آمد و جنگ پايان يافت. مردم جشن گرفتند و آن جشن به ياد ورجاوندی صلح به جای ماند.
آيين های تيرگان
در اين جشن، مردم به گرامیداشت پيروزی باران بر خشکی، جشن آب می گرفتند و به همديگر آب می پاشيدند و شادی می کردند و گل و سبزه به هم هديه می دادند. لباس نو می پوشيدند و به هم نقل و شيرينی می دادند. در اين جشن مردم به ياد پايان محاصره افراسياب، گندم می پختند و می خوردند.
به دور کله قند نخ زرين می بستند و آن را تير و باد می ناميدند و نخ زرين را به ياد پيکان آرش، به باد می سپردند، چرا که باد تير آرش را به دوردست ها برد.
در اين روز فال کوزه می گرفتند. هرکس شعری در کوزه دختر جوانی می انداخت و بعد نيت می کردند. دختر دست در کوزه می کرد و فال هرکس را به او می داد.