روز خبرنگار هم در جمهوری اسلامی داستانی دارد. آقايان وقتی به صرافت اين اسم افتادند که مرحوم صارمی، خبرنگار ايرنا، در مزار شريف جان باخت. اما راستی، تا آن هنگام، که اين همه نويسنده و خبرنگار را خودشان عملا به سکوت کشانده بودند، يادشان نبود که اين خبرنگاران، اگر مجال گفتن و نوشتن نيابند، دست کم دجار مرگی نمادين شدهاند؟ خبرنگاران ايران شايد نيازی نداشته باشند که در ميان اين همه روز، که هرکدامشان نامی گرفته، روزی به نام خود داشته باشند، اما بیشک نيازمند آزادی اند. آزادی نوشتن، نقد کردن و اطلاع رساندن.
پارسال لابد درست برای گرامی داشتن همين روز بود که دو روزنامه در روز خبرنگار توقيف شدند و امسال، لابد باز برای قدردانی و پاسداری از آزادی روزنامه نگاران است که همچنان آنان را به بند میکشند و کاری میکنند که روزنامه نگاران، درست مثل همه جای ديگر دنيا، روز خودشان را جشن بگيرند!! اما با يک تفاوت کوچک: در ايران جشن ها هم عزاست. و روزنامه نگاران ديار ما خود اين بار آگاهانه و برای نفی آن سکوت اجباری، سکوت را برگزيدهاند.
آری، روزها بايد اينچنين گرامی داشته شوند، تا يک چيز حفظ شود. برای جمهوری اسلامی، اگر سکوت شادی میآورد، برای روزنامه نگاران هم آرزوی روزی را میآورد که در روز خود، به تمامی خود باشند.
جه راست گفتی .... این روز ها سور وعزایمان را نمی توان تفکیک کرد
Posted by: علیرضا at August 10, 2003 10:37 AM