برای شناخت حقيقت، ضروریترين چيز، داشتن دليری است؛ بيان حقيقت که جای خود دارد. در تاريخ بلند خودکامهگی در ديار ما، نخست دليری را از همه ستاندهاند و میستانند. گمان میکنم تجربه روزنامهنگاری در ايران از اين چشمانداز بیمانند باشد. عرصهای که ابهام برنمیتابد و روی به صراحت دارد و در نتيجه جز با دليری پا نمیگيرد و بَر نمیدهد. آيا طبيعی نيست که بيشترين قربانيان آزادی بيان را همين روزنامهنگاران داده باشند؟
پس حقيقت در ديار ما چقدر وامدار روزنامهنگاران است!