برای حريت قلم و در سوگِ آزادی و آزادهگی، بايد نوشت تا آنها که قلم را مسموم مینامند بدانند که قلم اگر مسموم هم شود، پادزهر دارد. پادزهرِ قلمی مسموم قلمی است متين و پر صلابت. صلابت قلم، از سلامتِ نفس میآيد و حقيقتطلبی. جايی که حقيقتجويی نباشد، طبيعی است که به نامِ پاکسازی قلم، دست به تيغ ببرند تا تبار هر چه قلم را عقيم کنند. طرفه آن است که قلمستيزان هيچگاه درس تاريخ را فرانمیگيرند و به آلودنِ قداستِ قلم و درازدستی با عرصهی سخن، تيشهای بر ريشهی بنيانهای سخنناشناسِ خود میزنند.
اهل ادبی که پشتِ به مادرِ انديشهی خود و ريشهی هنر و فرهنگ کند و آن را در پای سياست قربانی کند، به نامِ خدمت به عقيده، ننگ بر دامان تعالی عقيده میگذارد. روزگار قلمشکنانی که جريده میدرند و سفينههای معرفت میشکنند، ديری نمیپايد و از آن همه تنها ننگی در کنارِ نامِ بلندآوازه و ميانتهیشان بر جای خواهد ماند.
aziz be salabate ghalam va tarifi ke az an kardid ,salamate nafs va haghighat talabiye an iman darid, ya iman dashteheed anzaman ke paye alame siyasat madaran bitabane sine mizadido ghalam mirandid
Posted by: Toranj at August 2, 2003 8:18 PMبا درود و خسته نباشيد !
دم شما گرم و قلمت در هموار سازی راه آزادی روان باد.
مزدک
... آزادي ...
Posted by: اميد آزادی at August 3, 2003 10:46 AM