از سیاست سر در نمی اورم
اما میدانم کسی که ازادی را برای کشوری بیاورد همان کس ازادی را از مردم می گیرد
نمی نشینم تا ازادیم را کشورهای بیگانه به ارمغان بیاورند.
دوستدار همیشگی شما محمد جاویدان
--------------------
سلام محمد عزطز
خودمون باید همه چی رو بسازیم. شک نکن
خوراک صبح و ظهر و شام ماران دو کتف اژدهاک پیر هنوز هم مغز سرهای جوانان این جوانمردان ایران است
--------------------------------
آره
نوشتمش در تاگس اشپيگل
حقت را می گیری ...
نه با سکوت ... نه با اندیشه
نه با رضایت ..نه با دعا و نیایش
بلکه با زور
حق گرفتنی است
و نه
اعطا کردنی
پنج شب و روز گذشت و در کاسه ی چشمانم، اشکهایم را به حبس مبتلا کردم تا شاید در فرداهای پیش رو،امید برایم کاری کند و این اشک ها به بهانه ی شوق بریزند
امشب بغض مرا شکست داد، با نوای زیبای صفحه ی شما و نوشته های شما خاطره ها دارم، خاطره هایی پر از اشک و شگفت، اینبار هم آمدم تا همینجا که ماوای اشکم بود خود را تسکین دهم، معروفی عزیزم، چیزی بگو تا سرم را بروی شانه هایش بگذارم و باز هق هق ام را ادامه دهم..
چرا به نام اسلام و جمهوریت کار را به جایی میکشانند که جوانهای 20 ساله مان به چشم خود سقوط آزاد تمام باورهایشان را شاهد باشند و فریاد بزنند ایکاش ایرانی نبودم...
دلم میخواهد فریاد بکشم خدایاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
آخر چراااااااااااااااااااا...؟
باز هم ناز شصت رژیم پهلوی که وقتی مردم به خیابانها می آمدند در تلویزیون اعلام میکردند یک مشت آشوبگر امروز در خیابانها اغتشاش کردند. اینها که اصلا کردند و کورند و دیشب وقتی جوانهای مملکت زیر ضربه های ناجوانمردانه با فریاد آزادی طلب می کردند این عدالت سرخود ها در رسانه ی ملی شان سرود پیروزی سر داده بودند
ننگ بر آنان که چنان آتشی به دلهامان زدند که با دشنام هم کمی سرد نمی شود...
---------------------
اينها از وحشت مردم را می زنند.
دچار وحشت و هراس شده اند
آری حق گرفتنی ست ولی ما آن را چگونه خواهیم گرفت
چگونه؟
سلام
این درست است و این جا اتفاقی دارد می افتد اتفاقی که بارهر تکرار شده و حالا ... شاید خوشایند باشد ... ما منتظریم که البته جر چاره ای نداریم
می گویند صبر درخت تلخی است اما میوه ی شیرینی می دهد.
سلامت و شادکام باشید.
سلام .
اینطور که پیداست خامنه ای تصمیمه خودش رو گرفته...
لجبازی با مردم...هر چه مردم خواستند آنها لگد مال کردن...یعنی اینها از
تاریخ درس نمی گیرن...زندگی همه ی دیکتاتورها مثل هم است...و عاقبت
آن ...آن ها رو سیا ه های تاریخند و آزادی خواهان...قهرمان!!!
سلام آقای معروفی عزیز
این روز ها همه را زنجیر می کنند ، حتی فکرت را زنجیر می کنند تا در سلول آزادی از زندگی لذت ببری !!!
راستی آقای معروفی کدام تابلو به دیوار سلول آزادی زیبا می نماید ؟
-----------------------------------------
تابلو رسوايی استبداد
آقای معروفی عزیز
این روز ها همه جا زنجیر می کشند ، حتا فکرت را زنجیر می کنند تا در سلول آزادیت از زندگی لذت ببری !!!!
بله آزادی را مردم به چنگ میآورند؛ هرقدر که حقشان باشد
راستی آقای معروفی کدام تابلو به دیوار سلول آزادی زیبا می نماید؟
گاهی هم در سوگش می نشینیم و ربان سیاه به قابش می زنیم، با شاخه گلی قرمز...
سلام
استاد سلام . می تونم یک خواهش از شما بکنم ؟
----------------
سلام محمد جان
هرچه بخواهی، اگر بتوانم نه نمی گويم
و چه تلخ است باور این حقی که این روزها براستی حقمان است...چه سخت است باور اینهمه جهالت و ساده اندیشی و سخت تر از آن ادعاهای همه پوچ بر حقانیت...چه کشیده ایم این سالها وچه تلخ پر می شود این پیاله عمر با حسرت های به دل مانده از آزادی.
Posted by: berezg at June 12, 2009 9:37 PMممنون
زیبا بود
رفتنی است
آنکه
باد را در چنگ دیوان اسیر می خواهد.
Posted by: سینا شعبانی at June 12, 2009 8:18 PMو گاه می میریم
Posted by: قربانی at June 12, 2009 8:07 PMگرفتن حق همانقدر آسان است که نفس کشيدن؛ تفاوتشان در اينست که نفس کشيد ن در ارادهي آدمها نيست ...!
----------------------------
آره آفرين
چقدر قشنگ نوشته ی
مرسی
من هم امروز مهری به شناسنامه ی پاکم زدم تا دسته گلی زده باشم به دیوار زندگی که هرگز فراموشم نرود!
تا بعد از این نگم : " پدر! شما خواستید! "
حالا باید بزنم روی زانوم و بگم خودم کردم که لنت بر خودم....!
یکی دیگر می آید تا اگر حقی مانده باشد بستاند و برود!