July 17, 2003

و ان يکاد بخوانيد

معاشران گره از زلف يار باز کنيد
شبی خوش است بدين قصه‌اش دراز کنيد
حضور خلوتِ انس است و دوستان جمع‌اند
و ان يکاد بخوانيد و در فراز کنيد
رباب و چنگ به بانگ بلند می‌گويند
که گوشِ هوش به پيغامِ اهلِ راز کنيد
هر آن کسی که در اين حلقه نيست زنده به عشق
بر او نمرده به فتوای من نماز کنيد
ميانِ عاشق و معشوق فرق بسيار است
چو يار ناز نمايد شما نياز کنيد
به جانِ دوست که غم پرده بر شما ندرد
گر اعتماد بر الطافِ کارساز کنيد
نخست موعظه‌ی پير صحبت اين حرف است
که از مصاحبِ ناجنس احتراز کنيد
و گر طلب کند انعامی از شما حافظ
حوالتش به لبِ يارِ دلنواز کنيد

@ July 17, 2003 12:22 AM
Comments

ياد عباس و گردونش به خير
انشاالله هر چه زودتر در ايران دوباره شاهد مجله وزين شما باشيم

Posted by: hassan at August 10, 2003 9:17 PM

كاشكي يكي بود ما رو با هم آشتي ميداد
كاشكي چشامون باز تو چشم هم ميافتاد
امروز اگه تاريك و خاموش و سياهه
فردا كه شد دنيا پر از خورشيد و ماهه.........

عباس جان كجا بودي؟5ـ50-500 سالي ميشه كه با هم شعر نخونديم!موسيقي گوش نكرديم!خنده هات كجاست؟يادته شب آخري كه گلشيري ميخواست برگرده ايران؟همه گريه كرديم.....
ناباوريه اين زندگي هيچيه ديگه نيست!!!!!!!!!!!!!!
از اين كه برات مينويسم مسرورم.براي من تو همون عباسي كه بودي.
اول عباس بعد نويسنده و روزنامه نگار و.............الاآخر.

در حسرت خنده هايت روزها مي گذرد...............

درويش
29تيرماه 1382
Düsseldorf

Posted by: darvish at July 20, 2003 4:22 PM

Abbas agha Salaam:
Damet Garm
Ezzat Zeyad
Majid

Posted by: Majid at July 20, 2003 10:43 AM

سلامي چو بوي خوش آشنايي! ببخشيد که دير رسيدم. خوش آمدي.

Posted by: ماهمنير at July 19, 2003 6:59 PM

:) چشم

Posted by: yassi at July 18, 2003 4:34 PM

Az harjaye cheshme ke obash benooshand, Ab gel alood ast


merci az shere zibaton

Posted by: neda at July 17, 2003 2:35 AM

هم نام زيبايی است و هم رنگ و طرح خوب است. تا چشم ما به وبلاگيات عباس جان معروفی هم روشن شود. خوش آمدی! خواستم چند عکس از عکس هایت را در سيبستان بگذارم آمدم خانه ديدم عکس های اسکن شده را در کامپيوتر خانه ندارم. فردا به وعده وفا می کنم. يا حق.

Posted by: مهدی سيببستانی at July 17, 2003 1:57 AM