June 02, 2005

سلام

محمد چرم‌شير، شبنم طلوعی، پيام دهکردی، محمد عاقبتی؛
امشبم مال شما:
"کاش برای من اميدی باقی مانده بود...
می‌بوسمت و اشک
"

Posted by Abbas at June 2, 2005 01:02 AM | TrackBack
Comments

Good site, good blog, thank

Posted by: Devid at April 29, 2006 05:48 PM

بوسه و اشک هميشه با هم اتفاق نميوفته...

Posted by: مسافر at August 27, 2005 12:06 PM

salam

Posted by: arezoo at August 22, 2005 02:46 PM

همين چند كلمه چقدر زيبا و پر معنا بود و چه دردناك
بدون اميد نمي توان زندگي كرد بقول ا. ط
زيباتراز جهان اميد اي دوست
درعالم وجود جهاني نيست
هرعرصه را بهارو خزاني هست
درعرصه اميد خزاني نيست
مي بوسمت با عشق

Posted by: ronak at June 3, 2005 07:53 PM

سلام جناب معروفي..
زيبا نوشتن كار شماست پس لازم نيست ازتون تعريف كنم..
به وبلاگ ما جوونترها هم سر بزنيد .باعث دلگرميه .. كامنت بزاريد كه ديگه مارو كامل نابود كردين.... خوش باشيد............باي

Posted by: patris at June 3, 2005 03:58 PM

مي خوانيم به خنده و مي رانيم به اشك...
با عرض معذرت
سپاسگزار مي شوم اگر مطلب مرا تحت عنوان خاتمي در بوته نقد بخوانيد

Posted by: گوشزد at June 3, 2005 03:38 PM

اميدي هست آري نيست

Posted by: asemane at June 3, 2005 03:21 PM

سلام . اميد! خم شو سرشاخه ي نزديك / از سرانگشتانم پروا مكن. به اميد جاري حس هاي شما در اين ديار.

Posted by: azar kiani at June 3, 2005 10:24 AM

پيغام مرا دريافت كرديد؟
commenthaye من پاك مي شود

Posted by: sheida mohamadi at June 2, 2005 10:57 PM

آقا من آن توله سگ را ريختم توي چند برگ کاغذ و نشسته ام ، چشمم به در ...

Posted by: کيوان - ح at June 2, 2005 03:26 PM

عباس معروفي عزيز!
مطلب زير را در نظرخواهي آقاي معين نوشتم خواند و چاپش نكرد! اما خانم كديور در نظرخواهي اش مطرح كرد. اميدوارم بي ربط به موضوع قلمداد نكنيدش، نظرتان برايم مهم است.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
راي مخدوش همگان= رفراندوم
جناب آقاي معين!
اميدوارم لااقل شما دريابيد كه با اين قانون اساسي راهي به دموكراسي باز نيست و اينقدر مثل آقاي خاتمي به مردم اميدهاي كاذب و غيرممكن ندهيد و بياييد از طرفدارانتان بخواهيد در روز انتخابات به جمهوري و يا اكبر گنجي راي دهند كه در اين چند سال سمبول جمهوريخواهي و آزاده گي بوده است.
بدينگونه معركه‌ي انتخابات فرمايشي-نمايشي رياست حكومت(نه جمهور) به رفراندومي بياد ماندني تبديل خواهد شد.
بدينصورت نامتان را براي هميشه در تاريخ ايران عزيزمان زنده نگاه خواهيد داشت.
در غير اينصورت شما كه قدرتتان از آقاي خاتمي در مقابل شوراي نگهبان و رهبري و اتحاد اقتصادي آقايان رفسنجاني و عسكراولادي(مؤتلف) و دوستان تماميتخواهشان بيشتر نيست! هست؟
اگر اين طرح(راي مخدوش=رفراندوم) بين مردم مطرح و تبليغ شود و بازخورد مثبت آن در بين مردم سنجش شود و اقبال مردم چشمگير باشد بنظر من بهترين گزينش است، در غير اينصورت يك دست صدا ندارد و نميتواند گزينش مناسبي باشد.
بايد اقدام كرد و نتيجه اش را در روزهاي آخر سنجيد.
من به شما پيشنهاد ميكنم پس از معرفي خود و برنامه‌هايتان در تلويزيون در روزهاي آخر بياييد و از مردم براي راي مخدوش دعوت كنيد و خودتان را كنار بكشيد وزير بار حكومت سلطه و سلطنت نرويد و راهي براي آزادي باز كنيد.
راي مخدوش به بيگانگان ميگويد ايراني نمرده است و هنوز زنده است و منفعل نيست و به حكام تماميتخواه داخلي ميگويد مردم سلطنت رهبر و شوراي نگهبان و تماميتخواهان را نميخواهند و قانون اساسي بايد تغيير كند.

لطفا پيام مرا حذف نكنيد و اگر در جايي توهيني احساس كرديد سانسور نماييد اما تغيير ندهيد.
براي آشنايي بيشتر از شما دعوت ميكنم به اين آدرسها مراجعه فرماييد:
http://sina-hoda.blogspot.com/2005/04/blog-post.html

گفت ‌و‌گويي مرتبط در نظرخواهي زير:
(شماره كامنتهاي نظرخواهي:12-15-23-24-25-26-29-32-34-36-37-41-44-50 )
http://66.36.230.31/mt/mt-coment.cgi?entry_id=36806

1)ده سوال از آقاي خامنه اي:
http://www.siahsepid.com/week/archives/000115.php

۲) چه بايد كرد؟(۱):بررسي اجمالي ساختار جامعه ي ايران.
http://www.siahsepid.com/week/archives/000005.php

۳) چه بايد كرد؟(۲): معرفي زبان مشترك(زبان غير قطعي(نسبي) وغير منتسب به حقيقت)
http://www.siahsepid.com/week/archives/000040.php

۴) چه بايد كرد؟(۳):سازماندهي نهادهاي مردمي
http://www.siahsepid.com/week/archives/000059.php

۵) در رثاي سينا مطلبي (شوراهاي محله ها و نواحي شهروروستا)
http://www.siahsepid.com/week/archives/000074.php
از توجه شما ممنونم

Posted by: سينا هدا at June 2, 2005 12:56 PM

سلام...
...اینجا نباید بذاری خاطرات بیان سراغت .اینجا نباید بذاری یادت بیاد یه دسته قابلمه ی سفت نشده تو خونه ات هست.که یادت رفته سفتش کنی... اینجا آدم ذره ذره با خاطراتش آب میشه. نذار بهتون فکر کنم. از یه چیزی بگو که بیزارم کنه از همه چی. از هر چی میگی بگو اما از این دوستت دارم با اشک نگو...

Posted by: babune at June 2, 2005 12:30 PM

كاش براي ما هم اميدي باقي مانده بود....

Posted by: shabnam rahmati at June 2, 2005 11:54 AM

چقدر غبطه مي خورم كه شما، دور از وطن موفق شديد اين تئاتر را ببينيد ولي ما در ايران اين امكان را نداريم. دعا كنيم اين اوضاع جوري تغيير كند كه ديگر هيچ چيز در ايران ممنوع نباشد.
با اردات و احترام براي شما و گروه پديد آورندگان مي بوسمت و اشك.

Posted by: shabnam rahmati at June 2, 2005 11:52 AM
Post a comment









Remember personal info?