هزار سال به اميد تو توانم بود
هر آنگهی که بيايی هنوز باشد زود.
سنايی غزنوی و هزار سال شعر پارسی
سلام من فاميلم را سرچ كردم ديدم يه سايت با اسم من اومد موندم چه طوري اسم من و شما يكي هست ولي خوب سايت جالبي داريد . حتما به وبلاگ من سر بزنيد .موفق باشي
Posted by: ahmad reza choghadi at May 27, 2005 09:51 AMhello
I hope you ae fine and health . Happy new year for you and i wish best things for you and your family .
I hope you will be happy all the time .
bye
ahmad
انتظار...انتظار...انتظار...
لعنت بر هرچه انتظار...انتظار...انتظار...
سبك نوشتنتون رو دوس دارم مثل كتاباتون...اميدوارم هميشه موفق باشيد...
Posted by: .. at February 22, 2005 12:25 PMگر خواهي كه معشوق نگسلد پيمان/ نگاهدار سر رشته را تا نگاه دارد... سلام هموطن.
Posted by: azar kiani at February 22, 2005 11:51 AMهرگز تكرار نيست بازديد از وبلاگتان. اما كاش بيشتر از آثار خودتان ميگذاشتيد تا از ديگران.
با سپاس
درود.جناب معروفي.ليلي دوستت دارمتان معركه بود.كمي از شعرها كم كنيد بهتر نيست؟بعضن زيادي هم احساساتي مي شويد.برخي شما.
Posted by: shamide at February 22, 2005 06:56 AMولي من با آقاي سنايي تو اين مورد موافق نيستم. بعضي از ما آدما( مثل من) واقعا توان هزار سال صبر كردن نداريم. هر دقيقه اش هم كه بگذره حسابي دير شده. و زمان از دست رفته. از اينهمه دوري و ديري آدم گاهي به شدت غصه دار مي شه. من هزار سال كه هيچ خيلي خيلي كمتر از اون رو هم نمي تونم طاقت بيارم. بالاخره با سر خودمو پرت مي كنم تو آتيش...
Posted by: نارنج at February 22, 2005 05:07 AMبه قول نوشا می رفتم به خوابی نرم و سبک بی درد بی دغذغه تاب خوران در آینه ی خاطره ها و چه قدر دنیا دور بود .شاد باش و دير زي معروفي عزيز
Posted by: ترسا at February 22, 2005 12:03 AM