February 02, 2005

نامه‌ای از زندان

ته شب داشتم وبگردی می‌کردم که اين نوشته‌ی شتابزده را در کامنت‌های زيتون عزيزم ديدم. يکی مرخصی داشته و در فرصتی کوتاه هول هولکی اينها را نوشته است. برای من همه چيز جدی است. بازی هم جدی است، فقط وقتی در بانک پول آب و برق را پرداخت می‌کنيم، هيچ بازی ای در کار نيست، و می‌توان زندگی را شوخی گرقت.
اين نامه سخت غمگينم کرد. نامه‌ای از زندان است که به من رسيده. نمی‌خواهم شماها را هم غمگين کنم، اما کسی آن را نوشته و رد کرده. دلم گرفته است. نمی‌دانم با اين نامه چه بايد کرد.
ما امروز اعتصاب غذا بودیم نای خواندن وبلاگ ها را هم نداشتیم کل دهه زجر اعلام اعتصاب غذا کردیم چون نای نامه نگاری نداریم ، همین جا کپی میکنیم : اعلام ده روز اعتصاب غذا در حمایت از اعتصاب غذای زندانیان سیاسی.
اطلاعیه شماره سه کمیته پیگیری وضعیت زندانیان سیاسی زندان رجایی شهر
مردم قهرمان، دانشجویان ، جوانان ، روشنفکران و خانواده های زندانیان سیاسی و جان باختگان مبارز، مدتی ست گروهی از فرزندان برومند این مرز و بوم در اعتراض به عدم تفکیک زندانیان سیاسی از زندانیان خطرناک دست به اعتصاب غذا زده اند، این زندانیان از همان ابتدا مورد تهدیدمسئولان زندان و برخی از زندانیان عادی قرار داشته اند.
به منظور حمایت از این خواست برحق زندانیان سیاسی ما به مدت ده روز از دوازدهم تا بیست و دوم بهمن ماه دست به اعتصاب غذا می زنیم و در این مدت به هر طریق ممکن صدای اعتراض زندانیان سیاسی و خانواده های آنان را به گوش همگان خواهیم رساند.
از همه نیروها و مردم مبارز نیز دعوت می کنیم با پیوستن به این اعتصاب غذا از زندانیان سیاسی در معرض خطر در زندان رجایی شهر کرج پشتیبانی کنند.
کمیته پیگیری وضعیت زندانیان سیاسی زندان رجایی شهر، دوازدهم بهمن ماه 1383
برای اعلام پیوستن با ما تماس بگیرید:
komiteh_z_r@yahoo.com
صفحه اینترنتی:http://www.komiteh.blogspot.com

گروه یاهو:
http://groups.yahoo.com/group/SupportIPP
خبر دیگر این که احمد باطبی ازدواج کرد،کمیته پیگیری وضعیت احمد باطبی خبرش را منتشر کرد منتها وقتی در زندان ها هتلداری میکنند لابد جشن عروسی را هم می شود در هتل اوین برپا کرد!
باطری مان تمام شد! بدرود...

Posted by Abbas at February 2, 2005 01:36 AM
Comments

با تشکر از شما برای همدلی تان.
یکی از اعضای کمیته پیگیری وضعیت زندانیان سیاسی

Posted by: امید ح at February 7, 2005 05:57 PM

عباس معروفي عزيز. شخصي كه اين نامه رو نوشته خودش در زندان نيست. روزنامه نگاري ست كه براي همبستگي با زندانيان همراه با جمعي از همكارانش دست به اعتصاب غذا زدن.

Posted by: زیتون at February 7, 2005 05:45 PM

ممنون از شما كه به هر نداي آزاديخواهي بها مي ديد.
نمي دونم كي از دست ظلم راحت مي شيم ..

Posted by: زيتون at February 7, 2005 05:31 PM

من واقعا عذر مي خواهم اما ظاهرا واژه "جشن" اشتباه تايپ شده است. لطفا اصلاح بفرمائيد...

Posted by: whitepencil at February 6, 2005 09:56 PM

سلام

ممنونم كه صدايشان را به گوش ما رسانديد .
سلامت باشيد

Posted by: جواد_ق at February 4, 2005 09:01 PM

با دستهاي خواب آلوده ام انتظار مي كشم....

Posted by: reme at February 4, 2005 08:37 PM

Ba dorood a ahteram bepayan khadmat shoma janabe Maroufi. zamne tabrek va khasteh nabashed bakhaterh rahandazya nashreay Gorbaya Irany. mekhastam agar amkan hast man ham ozveh khanaya honar va adabyata Hadayat shavam. montazereh rahnamayatan mymanm.

Posted by: vazash at February 4, 2005 11:55 AM

سلام.واقعا از ایمیلتون ممنونم .اینقدر خوشحال شدم که خدا می دونه .باز هم مرسی

Posted by: soormeh at February 3, 2005 09:59 AM

ببخشيد به خاطر گرفتاري هاي اخير. مي آيم كنار گفتگويي ساده.

Posted by: باران at February 2, 2005 09:32 PM

سلام آقاي معروفي
اميدوارم روزگار بر شما سخت نگذرد.
واقعاً نمي‌دانستم با زندانيان سياسي به اين بدي برخورد مي‌كنند.

Posted by: مهرداد at February 2, 2005 05:40 PM

سلام.
متن سخنراني خانم وانگاري ماتايي را در اين جا بخوانيد.چقدر صلح خوب است.http://diilemaj.blogspot.com/

Posted by: mahya at February 2, 2005 01:28 PM