دار،
آونگ خاطرههای ما
در ساعت تاريخ بود.
ساعت لنگری گفت: دنگ، دنگ، دنگ.
راستي مرسي كه بهم لينك داديد......
Posted by: soormeh at November 2, 2004 09:36 PMسلام اقاي معروفي. يك داستان گذاشته ام توي وبلاگم.حتما تشريف بياوريد.
Posted by: soormeh at November 2, 2004 09:34 PMآخ...چه دردي داشته دلي باي!
Posted by: reme at November 2, 2004 03:48 PMاز هم گسستنيها، ناگسستنياند
آمدي دنيا، گريهكنان
ديگراني گرد تو، لبخندزنان
ميروي زين دنيا، لبخندزنان
ديگراني گرداگرد، گريهكنان
آمدي، تا نيستي، هستي شوي
لاجرم ميروي، تا هستي، نيستي شوي
كوتاه در اين مورد در صفحه خود نوشته ام.همراه يك تصوير.
Posted by: Parnian at November 1, 2004 07:59 PMدار به پا كنند و آدمي به تماشا بيستد تاريخ انگار زبانش را زير تيغ گيوتين جا گذاشته باشد .
Posted by: جواد_ق at November 1, 2004 05:25 PMسلام اقاي معروفي عزيزم. خيلي دلم براي اين وبلاگ تنگ شده بود.مدتي
بود كه درگير و دار روزمرگي ها بودم و نشد كه بيايم و استفاده كنم. يادداشتهاي اخرتان مرا به ياد مجله خوب گردون انداخت.مجله اي كه چون همه شماره هاي ان را نداشتم كپي اش كردم....و حالا دارم. مجله اي كه خيلي جايش بين مطبوعات ايران خالي است و ديگر كجا پيدا كنيم مجله اي كه هر ورقش طلا باشد و كپي اش كنيم نه اين كه صبح منتشر شود و شب زير سماور باشد.......اما اقاي معروفي عزيز از عرفان كه گفته ايد و از دار و باقي ماجرا مثل هميشه به يادم اورديد كه معروفي يك فرد به شدت سياسي است و هر كه سياسي نباشد را در باكلني ميبند كه به چيزهاي حقير چشم دوخته است........و اين راز جذابيت نويسنده بزرگ ماست.....دلم براي گردون تنگ شده بود فقط همين.زياده عرضي نيست.
سایت مانیها (صدای ادبیات غیر رسمی ایران) در رابطه با نجات داریوش مهبودی درخواست کمک کرده است. ایشان یکی از نظریه پردازان شعر امروز ایران است که به ایشان نسبت دیوانگی زده اند و در بیمارستان روزبه تهران بستری اش نموده اند. لطفاً کاری برای آزادیش انجام دهید. ممنون. http://www.maniha.com/mehboodi.roozbeh.htm
Posted by: Pejman Maghsoudi at November 1, 2004 03:14 PMخواستم بگويم اعدام ها به سرعت ثانيه هم نبوده است ياد آقاي رفسنجاني افتادم كه در مصاحبه اي در جواب اينكه " مي گويند دولت شما 30 ميليارد بدهي خارجي دارد." گفتند: " اغراق مي كنند. 29 ميليون و نهصد و نود و ... " ((: راستي كه دار ، آونگ خاطره هاي ما در ساعت تاريخ بود. دنگ دنگ دنگ. اگر زحمتي نيست به وبلاگ گروهي ما هم سر بزنيد. من تا به حال دو شعر كارگاهي گذاشته ام. ببينيد خوب است يا تعريفي ندارد؟
Posted by: Pejman Maghsoudi at November 1, 2004 02:34 PM