October 24, 2004

بچه‌های ما رسما به قتل تهديد می‌شوند

امروز ای.ميل زير به دستم رسيد:
ارهابيون شاخه ارهاب سپاه اسلام-islamicarmy@gmail.com


 با اقدام نواب صفوی حرکتهای شياطين خاموش و خط بطلان بر ديدگاههای اين گونه نويسندگان کشيده شد؛ آنان خيال می کردند روح و انديشه نواب صفوی در کشور از بين رفته است در حالی که اين روح در پاسداران گمنام سپاه اسلام وجود دارد.http://islamicarmy.persianblog.com 


 حالا ديگر با نام و نشان و چراغ روشن سينه سپر می‌کنند، از سوراخ‌ها بيرون خزيده‌اند با لاشه‌ی گوشتی که بالای دنبه‌اش چراغ زنبوری وزوز می‌کند، با ساطور و طناب خون‌آلودشان بچه‌های ما را تهديد به قتل می‌کنند.
از زمانی که با گلوله‌ی  نواب صفوی (تروريست‌ مشهور) نويسنده‌ای در پله‌های دادگستری به خاک و خون غلتيد تا امروز که بيش از نيم قرن گذشته، آلت قتّاله‌ی جانيان تغيير کرده است. تروريست نخست با گلوله آدم می‌کشت، اينان در قرن بيست و يکم آلت قتاله‌شان به دوران انسان ماقبل تاريخ می‌رسد؛ ساطور، طناب، منجنيق، آمپول سيانور، يا روسری که به دور گردن قربانی گره می‌خورد.
به راستی اسلام ناب نواب صفوی جز جنايت کاری هم بلد است؟
چه کسی می گويد: « روح و انديشه نواب صفوی در کشور از بين رفته است»؟ ابله مورخی تصور کند که مغول آمد و جنايت رفت، و ابله نويسنده‌ای که باور کند اينان جز جنايت و غارت و تجاوز کاری هم کرده‌اند.
بچه‌های پاکدشت با فتوای اين آدمخورها مورد تجاوز و قتل قرار گرفتند، وگرنه در کشوری که خدايش ارحم‌الراحمين باشد، کسی به فکر ترکاندن جمجمه نمی‌افتد.
به راستی اسلام ناب نواب صفوی جز گورستان جايی برای بشر تدارک ديده است؟
پزشکی قانونی گفته است که قاتل کودکان پاکدشت از حيث روانی و جسمی در سلامت کامل است. قاتل گفته است که من می‌خواستم از جامعه انتقام بگيرم. قوه‌ی قضاييه گفته است: «او يك بار در بيابان هاى اطراف مورد تجاوز دو مرد قرار گرفته بود.» و حکم شانزده بار اعدام براش صادر کرده است. يعنی يک قربانی ديگر راهی گورستان می‌شود، بی آنکه بفهمند کدام جنايتکاری به او در کودکی تجاوز کرده و او را به اين روز انداخته است. هيچکس نسخه ای جز مرگ نمی پيچد.
و انگار اين جنايتکاران صفوی نيز در «سلامت کامل» دارند نويسندگان را با خشن‌ترين نوع درندگی به قتل تهديد می کنند. به خدا قسم بيمارند، بايد معالجه شوند، بايد تراپی شوند که به‌جای ترکاندن مغز يک نويسنده‌ی جوان، بروند فيزيک بخوانند و ببينند که چقدر خلقت شگفت‌انگيز است. به نام خدای مهربان و در سايه‌ی دين بچه‌های ما را رسما به قتل تهديد می‌کنند. خوب، از برکات اصلاح‌طلبانه‌ی خاتمی حالا به نقطه‌ای رسيده‌ايم که می‌بينيد؛ طومار مطبوعات و نشر را پيچيده‌اند، انتخابات را علنا به گه کشيده‌اند، جامعه را به ورشکستگی رسانده‌اند، مردم را فقير کرده‌اند، چند ميليون معتاد و فاحشه روی دست جامعه گذاشته‌اند، و باز از دين رحمت حرف می‌زنند در مملکتی که ثروتمندترين کشور منطقه بوده است. به راستی تاريخ ما اينهمه فاحشه به خود نديده بود.
بچه‌های «پاک‌دشت» اما کارشان نورتاباندن به سياهچاله‌هاست، اين کابوس به‌سر خواهد رسيد اما تأسفم از اين است که ما نتوانيم روزی مردم را از انتقام باز داريم. و اين تجاوزگران و ويران‌سازان قربانيان بعدی جامعه باشند، پيش از آنکه دريابيم چه کسانی به کودکی‌شان تجاوز کرده‌اند.
به راستی اسلام ناب مؤتلفه جز غارت و تجاوز کاری هم کرده است؟
عجب برهوتی شده ايران! و عجب کابوسی است اين اسلام!

Posted by Abbas at October 24, 2004 09:36 PM