پيش از اين نظرم را درباره ی اصلاح طلبان هم در هفته نامه دی سايت آلمان، و هم در "حضور خلوت انس" نوشته ام. اما آزادی بيان را حتا برای دشمنانم می ستايم. روزی در تهران که بودم نوشتم: "نشريات ما را ببنديد و يک پراودا دربياوريد." مهدی نصيری در پاسخ در کيهانش نوشت:"من حاضرم جانم را بدهم تا هيچ آزادی ای محقق نشود."
رسوائی هاوائی وحیثیت قوه قضائیه
اخذ مدرك از شعبه دانشگاه هاوايي در تهران توسط بسياري از مسئولان قوه قضائيه، از جمله مديركل دادگستري تهران به اندك حيثيت اين قوه لطمات زيادي وارد كرده است.
نامه روزنامه نگاران کانادائي طرفدارآزادي بيان به سفیر ایران در کانادا
گروه روزنامه نگاران کانادائي طرفدارآزادي بيان در نامه اي به محمدعلي موسوي، سفير جمهوري اسلامي در اتاوا، تلاش حکومت اسلامي در زمينه وارد آوردن فشار تازه بر دست اندرکاران وبلاگ نويسي و اينترنتي در ايران را مورد انتقاد قرار داد.بر اساس اين گزارش اين گروه هشدار داد که حکومت اسلامي نه تنها شماري از سايتهاي اطلاع رساني اينترنتي را بسته بلکه دست اندرکاران اين سايتهارا نيز به زندان فرستاده است.اين گروه از حکومت اسلامي ايران خواست بااحترام گذاشتن به حقوق بشر و برداشتن فشار موجود از اينترنت، بابک غفوري آذر از روزنامه حيات نو، شهرام رفيع زاده از روزنامه اعتماد، و حنيف مزروعي نويسنده در روزنامه هاي اصلاح طلب را که به زندان انداخته است آزاد کند.
مدير مسوول سايت نقشينه از احضار تلفني خود به دادگاه خبر داد
مدير مسوول سايت نقشينه ،گفت : روز چهارشنبه طي تماسي تلفني براي حضور در شعبه 115 دادگستري قم احضار شدم . حامد متقي در گفتوگو با خبرنگار حقوقي "ايلنا"، با اشاره به اينكه پروندهاش همزمان با روز جهاني آزادي مطبوعات ، تشكيل شده ، گفت : همانطور كه بارها به مراجع قضايي و انتظامي مربوطه تأكيد كردهام و متأسفانه مورد توجه قرار نگرفته ، تا زمانيكه احضار به صورت كتبي و با ذكر موارد اتهامي نباشد ، در دادگاه حاضر نشده به همين دليل فردا ؛ (شنبه) عليرغم احترامي كه براي دادگاه قائلم ، در دادگاه حاضر نخواهم شد .وي با اشاره به اينكه در اين پروندهسازي معتقدم كه موارد متعددي توهين به اسلام وجود دارد ، گفت : بهدليل انتساب پروندهسازان به برخي اركان نظام ، خواستار اين موضوع هستم كه بازرسي از سوي مقام معظم رهبري براي بررسي اين پرونده و برخورد با پروندهسازان از سوي آن نهاد محترم ، بر پرونده نظارت كنند .متقي با اشاره به اينكه متأسفانه برخي از تاريخ پند نميگيرند ، گفت : از اين نگرانم كه اگر اين روند ادامه پيدا كند ، تاريخ در مورد برخي حاكمان چه قضاوتي خواهد كرد .وي ضمن اشاره به اين مطلب كه در اين پرونده ، با قرار 100 ميليون ريال در دادسرا و معرفي كفيل در آگاهي قم ، آزاد ميباشم ، گفت : چگونگي سير پرونده ديگر كه بنا بر شكايت هيئت نظارت بر انتخابات ، تشكيل شده پس از مطالعه پرونده توسط وكيل اينجانب ، اعلام خواهد شد .
دانشگاه امام حسين از دانشجويان انگشت نگاری ميکند
پيک ايران : در اقدامي تازه مسئولين دانشگاه امام حسين وابسته به سپاه پاسداران انقلاب اسلامي از دانشجويان ورودي سراسري خود ( وابسته به وزارت علوم ) اقدام به انگشت نگاري و گرفتن تعهد نمودند. در اين تعهد نامه که دانشجويان ملزم به انگشت زدن در زير آن شدند از دانشجويان خواسته شده بود تا مواردي را مانند ايمان بخدا!!! نپوشيدن پيراهن آستين کوتاه و نزدن روغن به موي سر و... رعايت نمايند . در غير اين صورت اخراج مي گردند!!! به همين سادگي ... بنا به اطلاعيه اي که از سوي تعدادي از دانشجويان صادر شده از تمام دانشجويان معترض دعوت مي گرديده تا در تاريخ شنبه 4 مهر ماه ساعت 5 بعد از ظهر در ميدان نوبنياد حضور يافته و اعتراض خود را به گوش مردم برسانند .
فتوای یک آبادگر!
به نوشته اميد جوان يك راهیافته آبادگر مجلس هفتم در برنامه راه زندگي كه پنج شنبه ها از شبكه سوم سيما پخش مي شود در پاسخ به سئوال خانمي كه پرسيده بود، شوهرم به من مي گويد هنگامي كه از خانه بيرون مي روي بايد آرايش كني،گفت: ايرادي ندارد شما با حفظ موازين شرعي در خارج از منزل آرايش كنيد و آراسته بيرون بياييد.
زمینه سازی کیهان برای برخورد با نحوه پوشش دختران دانشجو
به نوشته كيهان مسئولين كشورمان از دختران دانشجوي مسلمان و معتقد به حجاب در كشور فرانسه كه از تحصيل در مراكز علمي اين كشور محروم شده اند دعوت كرده اند كه جهت ادامه تحصيل به ايران بيايند. بنده نگران آن هستم كه وضعيت بد پوشش در دانشگاههاي كشور، اين دانشجويان را از تصميم خودشان پشيمان كند و بنابراين بهتر اين است كه مسئولين ابتدا به وضع غيرقابل تحمل فعلي پوشش دختران در مراكز علمي سروسامان بدهند سپس از ديگران دعوت بعمل آورند.
صداي كنتر باس جرز ديوار را ترك داد.از هراس افتادم رو زوزه ويولن سل.سر خوردم تو گلوي ساكسيفون.و با نعره اي پرتاب شدم رو دفتر نت.با حيرت در يافتم چيزي از اين اشكال نمي فهمم.و در رفت و آمد آرشه ويولن سر در گم شدم.چيزي جز استفراغ همه درونم نسيب نبردم.اما ديگر به اين سمفوني عادت كرده ام.به سمفوني مردگان.
رفتي كه از فرات آب بياوري.اما دست بريده ات بي پرچممان كرد.و مشك سوراخ شده ات ناگهان يادمان آورد تشنه ايم.عباس!مغزها ديگر كفايت مار هاي دوش اژدهاك را نمي كند.بيعت كه نمي كنيم.درفش بر دار و در پي فريدون پاك نژاد باش.تا كتاب سوزان سعد وقاص آتش به خاكستر حلاج نرسانده.
تنها بودن تو مرا تنها تر مي كند.
زماني فکر مي کردم شايد با مبارزه فرهنگي به يک مبارزه سياسي مي توان دست يافت . حال مي بينم همان کورسويي هم که بود خاموش است . ديگر به چه مي توان اميد داشت ؟ به مردمي که در فرهنگ اينان غرق شده اند ؟ به نويسندگاني که تنها به حق التاليف خود مي انديشند ؟ يا به روشنفکراني که تنها به گروه سياسي خود مي انديشند و چيزي جز ديکتاتوري ( از هر نوعي ) در ذهنشان نيست ؟ ديگر اميدي نيست
Posted by: nashenas at September 24, 2004 08:02 AMبه این کارها باور کردن سخته سخت . حقیقت دو مشکله . یکی حکومته و یکی مردمی با همون بیماری حاکمان بیمار هستند. مشکل دوم بزرگتره.اصل مسله ی فریاد ها هم از خارج کشوری ها شنیده میشه. درون جامعه دنیای دیگری هستش و تقریبا همون سکوت مرگبار هست فقط رنگش عوض شده اینم چون ادم میگه انگشت اشاره به تغییرات جزیی میشه .کار من و شاید بسیاری هم شده تصعید افسردگی جدا زیستنمون از زبان و عزیزان به این فر یاد ها ی حق که رنگ سیاسی هم داره ولی حقه .منتها از اشکال مختلف با افراد مختلف . این تصعید زنده بخش وجودمونه چون پیوند دهنده ی پر شوری از وجودمون به اونچه از جداشدیم هست . وقتی ادم اینو میگه نیز متهم به بسیاری از برچسبا میشه چون این حرف موجودیت وجودی شخص مقابل رو تهدید میکنه.
از طرفی این اخبار بسی ناقصند و هر ذره یاونچه در واقعیت هست بیشتره . تو ده ساله اخیر همه دارند از دانشگاهای تو ایران فوق لیسانسو و دکترا میگیرند بجای دانشگاه هاوایی باید رفت سرغ اول اونا . اما دامن این مصلحتگرایی الان یکی دونفرو نگرفته . خیلیند این کثافت(معذرت) خیلی گسترده است . دانشجویان بسیاری با موارد نامشخص و بورس به کشور های انگلستان و استرالیا و الان المان میاند . همه هم اینجا میاند ادمای خوبی میشند. رنگا عوض میشه چنان که ادم حتی باورش نمیشه . انسان بهترین هنر پیشه است. و اخر هنرمندی ها هم هنرپیشهاست که سرش بالا گرفته میشه . بهر حال اسون نیست اینو نوشتم اینجا چون فکر میکنم صاحب این وب لاگ ارزش داره ادم براش بنویسه و جدا ازین مسایل مذکوره .فقط یه زاویه بود که میشه شاید دید گرچه میدونم سکوت کلا بهترین چیزه . با احترام
در نيست/ راه نيست/ شب نيست/ ماه نيست/ نه روز و نه آفتاب,/ ما بيرون زمان ايستاده ايم/ با دشنه ي تلخ/ در گرده هاي مان./ هيچ كس با هيچ كس سخن نمي گويد/ كه خاموشي به هزار زبان در سخن است./در مردگان خويش نظر مي بنديم با طرح خنده يي/ و نوبت خود را انتظار مي كشيم/ بي هيچ خنده يي!
Posted by: baran at September 22, 2004 09:05 PMبعضي وقتها به انسان بودن خودم شك مي كنم. اين زندگي كه ما مي كنيم شياهتي هم به زندگي يك انسان واقعي دارد؟
Posted by: katibe_nevis at September 22, 2004 02:53 PMاز اينكه به كسي دستور مي دهند يا قول مي گيرند به خدا ايمان داشته باشد هم لا بددر زمره زهر حشم گرفتن هاي فله اي (بستن سا يت ها و دستگيري خانواده زندانيان سياسي...) است؟
Posted by: akram mohammadi at September 21, 2004 08:09 PMآقاي معروفي خبر وحشتناك قتل بيش از 20 كودك بي گناه در پاكدشت دل هر انساني را عميقا به درد مي آورد. مسائل روحي و رواني در ايران وارد مرحله زشتي از تاريخ خود شده است. تلخ تر اينكه رئيس نيروي انتظامي در مصاحبه اي گفته است خانواده اين بچه ها حتا گم شدن بچه هايشان را هم به پليس اطلاع نداده اند.
Posted by: Mahmoud Dehgani at September 21, 2004 04:37 AMمرسي استاد از اين حمايتتون
Posted by: soormeh at September 20, 2004 08:48 PMافراد زيادي جان خود را در راه تحقق آزادي بيان داده اند، اما نتيجه نداده است. نمي دانم بايد چه كرد ولي فكر مي كنم اين راه به سرانجام نخواهد رسيد
Posted by: dirbaz at September 20, 2004 07:20 PMو بزرگ بود و از اهالي امروز......
Posted by: kiyanoosh at September 20, 2004 12:53 PM